این حقیر در این وبلاگ قبلا مطلبی در مورد شهاب حسینی و دیگر بازیگران و اهالی سینما نگاشته بودم. در آن مطلب هر چند تند  و هر چند با زبانی تند اما دوستانه و از روی برادری با شهاب حسینی درد دلی کردم انتقاداتی را مطرح نموندم. شهاب حسینی نیز این مطلب را دیده بود و پاسخی دوستانه به آن داده بود. قصد من از نگاشتن آن مطلب نه زیر سوال بردن شهاب حسینی بلکه نصیحت و ابراز ناراحتی بود. البته حرف بیشتر با کل اهالی سینما بود. که شهاب حسینی از نظر رفتار و تفکر قطعا جزو اکثریت آنها نیست. اعتقاد دارم که سینمای ایران سینمای ایران نیست. سینمای دشمنان ایران است. اهالی سینما قشری مرفه، بی درد، وطن فروش، بی اعتقاد، بدبخت و بیگانه پرست، اهل سفرهای تفریحی خارجی، عشق و حال، خودپسند، خودبین، متکبر، بی سواد، بی اطلاع، جدای از مردم، بی خانواده و خودنما و فخر فروشند. آنها برای گرفتن گرین کارت، تابعیت و جوایز بین الملی حاضر به هر گونه دین فروشی و وطن فروشی اند.

البته همه آنها از یک طایفه نیستند و قطعا در میان آنها اندک افراد با ایمان و طن دوستی نیز وجود دارند. در چند روز و چند هفته ی اخیر شهاب حسینی  و داریوش ارچمند ثابت کردند از مردمند. با وجود فشار و پروپاگاندای شیطانی دیگر اهالی سینما و جریان غالب سینما نخواستند در میدانی که دشمن این کشور ترسیم کرده بازی کنند نخواستند ریاکاری و وطن فروشی کنند. احسنت بر تو شهاب حسینی و داریوش ارجمند. انتظار من از شما این نیست که در هیئت سینه بزنید یا به سوریه برای دفاع از حرم و وطن بروید اما الحق ثابت کردید در میان اهالی سینما هم انسان های با ایمان و وطن دوست پیدا می شود. حملات شیطانی اهالی فاسد سینما شما را مرعوب نکند. آنها نوکر و عروسک خیمه شب بازی غرب اند. نان آنها در وطن فروشی و دین فروشی است.