چهارشنبه سوری سبز
چهارشنبه سوری سبز ضربه ای دیگر بر پیکره جریان سبز
تمامیت خواهان سبز در از زمان شکست خود در انتخابات 88 همواره به روش های متناقض به دنبال براندازی و ضربه زدن به نظام بوده اند. گاهی شعار الله اکبر سر می دهند، گاهی نه غزه نه لبنان، گاه حمایت از مصر، گاه شعار امام خمینی می دهند، زمانی جشن تولد می گیرند، روزی مراسم ختم برای زنده ها می گیرند، در روز عاشورا یاحسین گویان سوت کف می زنند و آتش می زنند، گاهی می گویند سه شنبه ها می آییم. یک روز مذهبی می شوند روز دیگر ملی گرا و فردایش لائیک و فمنیست. امروز نیز به خرافه چهارشنبه سوری متوسل شده اند. بازهم قرار است بسوزاند و بشکنند. این منطق مدرنیته و رحمانی آنهاست.
البته قرار بود چهارشنبه سوری سال پیش، نظام سقوط کند. اما آن چه به اثبات رسیده است این است که جریان خشونت طلب سبز چیزی نیست جز اتحاد یاران شیطان برای مبارزه با خواسته اکثریت مردم و اسلام. آن ها در عین این که مخالف اسلامیت نظام هستند و از جمهوری ایرانی سخن می گویند ادعای خط امام و دین نیز دارند. این است که می گوییم جریان شیطانی.
اغتشاش گران قدرت طلب به این نتیجه رسیده اند که موفقیت جریان آن ها در براندازی نظام دست نیافتنی بوده و به جای آن باید استراتژِی ضربه بزن فرار کن را امتحان کنند. در این شیوه ی شیطانی، میلیشیای فاشیستی سبز در مناسبت های گوناگون اسلامی و ضد اسلامی به میدان آمده در برخی خیابان های تهران شعار داده و چند جا را به آتش می کشند و فیلم آن برای دل خوشی خارج نشینان و کسب روحیه در اینترنت قرار می دهند. حال ممکن است این مناسبت روز عاشورا باشد یا روز فمنیسم. هدف مخالفان نظام در این روش چیزی نیست جز زنده نگه داشتن جریان خود با تنفس مصنوعی و شوک الکتریکی. اما اشتباه جریان ضد انقلاب سبز این است که هر اغتشاشی ضربه ای به پیکره ی هیولای وحشی سبز است. در هر اغتشاشی تعدادی از چریکان سبز دستگیر و شناسایی می شوند، تنفر مردم از آن ها افزایش یافته و ماهیت ضد دینی آن ها نیز مشخص می گردد. در هر حرکت آن ها گروه های سیاسی، مذهبی و اجتماعی جدیدی علیه فتنه گران موضع گیری می کنند و هر روز دایره آن ها تنگ تر می گردد. با هر حرمت شکنی از نظام و اسلام حرمتی جدید از فتنه گران و سران آن ها شکسته شده و آن ها در حصر شدیدتری قرار می گیرند.
یکی از توهمات جریان سبز این است که می پندارد پیروزی او در به خیابان کشیدن گروه چند هزار نفره در تهران، آتش زدن چند ده سطل زباله و سر دادن چند شعار علیه نظام و ولایت فقیه است. غافل از این که با سطل زباله، شعار ضد نظام و تظاهرات چند هزار نفره نمی توان با دموکراسی مبارزه نمود. زیرا دموکراسی توده های 40-25 میلیونی را به میدان آورده و خش و خاشاک چند هزار نفری را جارو می کند. در حالی که انقلاب اسلامی مرزهای خود را از ایران فراتر نهاده و کل کشورهای عربی و خاور میانه را در بر گرفته چند سطل زباله و شعار چه تاثیری بر اقتدار جمهوری اسلامی خواهد داشت.
از توهمات دیگر جریان شیطانی سبز این است که
می پندارد حداقل 13 میلیون حامی دارد غافل از این که آن 13 میلیون با احمدی
نژاد مخالف بودند نه با نظام، نه با اسلام. آن 13 میلیون معتقد به دموکراسی
بودند نه زور آزمایی خیابانی. آن 13 میلیون برای خوشحالی پسر شاه رای
نداده بودند که برای خوشایند او ببت المال را به آتش بکشند و حرمت عاشورا
بشکنند. آن ها آن قدر به نظام اعتقاد داشتند که در انتخابات نظام اسلامی خود شرکت نموده و به کاندیدای مدعی خط امام رای بدهند.
از دلایل گرفتاری گروهک سبز به مرض توهم این است که خود را در فضاهای مجازی سازمان سیا مانند فیسبوک چنان غرق نموده اند که نمی توانند جهان بیرون را درک کنند. این ها می پندارند که کل عالم خودشان هستند. به همین دلیل است که وقتی با سیل عظیم ملت در 9 دی یا 22 مواجه می شوند چنان دچار بهت و حیرت می شوند که به یاوه گویی هایی در مورد ساندیس روی می آورند و خود را با چند ساندیس گول می زنند همان طور که با چند سطل زباله گول زده بودند.
اما چهارشنبه سوری امسال نیز خواهد آمد و خواهد رفت در حالی که جمهوری اسلامی قدرتمند تر از قبل به پیشرفت هایش ادامه می دهد. بار دیگر ضربه ای بر پیکر جریان سبز وارد خواهد شد و پوزه دشمن اصلی ما شیطان بزرگ نیز بر خاک مالیده خواهد شد.

وبلاگ خط انقلاب از اردیبهشت سال 87 آغاز به کار کرده است. وبلاگ خط انقلاب به مسائل سیاسی روز می پردازد و هدف آن حمایت از مردم سالاری دینی و عدالت است. این وبلاگ به هیچ حزب یا دسته ی سیاسی وابسته نیوده و صرفاً یک وبلاگ شخصی است.