تبليغاتX
خط انقلاب
امام هادی (ع) : هرزه گویی، شوخی افراد کم عقل و کار بی‌خردان است.
 جایزه 100000 دلاری برای کشتن شاهین نجفی


برچسب‌ها: شاهین نجفی, کشتن, اهانت, خواننده
|+| نوشته شده توسط حامد در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391  |
 رئیس جمهور مجری قانون اساسی است!

رئیس جمهور مجری قانون اساسی است. یعنی رئیس جمهور باید به قانون اساس عمل کند. درست همانند  بقیه مسئولان کشور. یکی از اصول قانون اساسی استقلال قواست. رئیس جمهور حق ندارد در کار قوه قضائیه دخالت کند. رئیس جمهور بر طبق قانون اساسی حق ندارد در کار مجلس دخالت کند. بر طبق قانون اساسی رئیس جمهور حق ندارد در کار شورای نگهبان دخالت کند. رئیس جمهور ناظر یا نگهبان قانون اساسی نیست. ناظر و نگهبان قانون اساسی در قانون اساسی رسما به شورای نگهبان قانون اساسی سپرده شده است.

اگر منظور از اجرای قانون اساسی نگهبانی و نظارت بر اجرای آن باشد دیگر چه لزومی برای وجود شورای نگهبان بود؟ بنا بر این بر اساس روح قانون اساسی و بر اساس بندهای آن که تفسیر قانون اساسی را بر عهده شورای نگهبان گذاشته است رئیس جمهور حق ندارد در کار شورای نگهبان قانون اساسی ورود پیدا کند. واقعیت آن است که روزگاری خاتمی با فرستادن لوایح دوقلو به مجلس بر اساس همین اصل "رییس جمهور مسئول اجرای قانون اساسی است" قصد داشت در کار رهبری، قوه قضائیه و قضاوت، مجلس و شوراری نگهبان ورود پیدا کند. اما این به معنای رئیس جمهور نگهبان قانون اساسی یا مفسر یا ناظر بر آن  است نیست. زیرا اصول دیگر قانون اساسی صراحتاً آن را نفی می کنند.

اصولا اگر قرار بر این بود که رئیس جمهور خود بر اساس نظر خود و تفسیر خود از قانون اساسی برای مثال قوانین مجلس را به مخالف قانون اساسی بودن نسبت دهد چه نیازی به شورای نگهبان یا مجمع تشخیص مصلحت نظام بود؟ یا اصولا چه نیازی به مجلس بود؟ اگر قرار بر این باشد که رئیس جمهور بر اساس نظر خود هر قانون مجلس را به دلخواه به این بهانه که مخالف قانون اساسی است و او مجری قانون است اجرا نکند دیگر مجلس چه قدرتی می داشت و چه لزومی بر وجود آن بود؟ در این صورت اقتدار مجلس به صفر کاهش می یافت و هیچ ارزش و اهمیتی نداشت. بنا بر این مسئولت نظارت بر اجرای قانون اساسی بر عهده شورای نگهبان است نه ریاست جمهوری.

اما بر اساس اصل 72 قانون اساسی تشخیص مغایرت قوانین مصوب مجلس با قانون اساسی به ترتیبی که در اصل نود و ششم آمده بر عهده شورای نگهبان است. بنا بر این چگونه رئیس جمهور می تواند بر خلاف اصل قانون اساسی در کار شورای نگهبان دخالت کند؟ این دخالت در کار شورای نگهبان بر خلاف قانون اساسی است و چون رئیس جمهور مجری قانون اساسی است باید به این اصل قانون اساسی نیز عمل نموده و در کار شورای نگهبان وارد نشود.

اما "اظهار" نظر در مورد خلاف قانون اساسی بودن یا نبودن قانون مصوب مجلس چه بسا بر اساس اصل آزادی بیان آزاد باشد. اما بدون شک شایسته نیست رئیس جمهور در مسائلی اظهار نظر کند که رسماً به شورای نگهبان سپرده شده است.


برچسب‌ها: قانون اساسی, رئیس جمهور, مجری, مجلس, شورای نگهبان
|+| نوشته شده توسط حامد در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391  |
 آل سعود با مردم سوریه چه می کند؟

این بلایی است که شورشیان سوریه بر سر مردم بیچاره آن کشور آورده اند. این شورشیان، تروریست هایی هستند که به زن و بچه و مردم عادی نیز رحم نمی کنند و مورد حمایت تمام عیار و کاملا رسمی عربستان، قطر، دیگر کشور های دیکتاتوری عربی، ترکیه، اسرائیل، آمریکا و کشورهای اروپایی هستند. تروریست های سوریه نیز مانند تروریست های سیستان و بلوچستان ایران و القائده، پرورش یافته عربستان هستند. تصاویر زیر مربوط به بمب گذاری امروز سوریه هستند. در این تصاویر اوج جنایت آل سعود را در سوریه می بینید.

* هشدار: این تصاویر برای افراد زیر 18 سال توصیه نمی گردد.







برچسب‌ها: سوریه, بمب, شورشیان, عکس, عربستان, دمشق
|+| نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391  |
 گرانی های اخیر کار چه کسانی بود؟

امروز احمدی نژد در سخنان سعی نمود گرانی های اخیر را به گردن عوامل خارجی و داخلی بیندازد. او مستقیماً به وزارات اطلاعات اشاره نمود و عدم برخورد با عوامل گرانی های اخیر را به گردن وزارات اطلاعات و تلویحاً قوه ی قضائیه انداخت.

اما واقعیت آن است که تقریباً تمام قدرت اقتصادی کشور در دست دولت است. عوامل فاسد جریان انحرافی نفوذی در اطراف احمدی نژاد با بی توجهی به عدالت و برای سودجویی بیشتر به گرانی دامن زدند. مناسب بود آقای احمدی نژاد به جای انداختن گرانی به گردن این و آن رسماً از مردم عذرخواهی می نمود. زیرا کنترل بازار و اقتصاد کشور به تمام معنا در اختیار دولت است و بقیه هیچ اند.


برچسب‌ها: احمدی نژاد, جریان انحرافی, فساد, گرانی, تورم
|+| نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391  |
 ارتباط مولوی عبد الحمید با ریگی


برچسب‌ها: مولوی, عبدالحمید, ریگی, بلوچ
|+| نوشته شده توسط حامد در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391  |
 ضربه ای که خدمت سربازی به کشور می زند

این اشتباه بزرگیست که برخی فکر کنند افزایش تعداد سرباز و مدت سربازی ،به هر شکل، به نفع امنیت کشور است. واقعیت آن است که سربازی به این شکل که امروز وجود دارد ضربه هایی به کشور زده است که منافع آن را کاملا تحت الشعاع خود قرار می دهد. ما در این نوشته به برخی از نتایج منفی سربازی اجباری خواهیم پرداخت.

1-بالا بردن سن ازدواج: بی شک 21 ماه خدمت سربازی موجب افزایش سن ازدواج به میزان 21 ماه می گردد. چه کسی می تواند در دوران سربازی خرج زندگی خود را در تأمین کند که بتواند ازدواج کند؟ حتی بعد از اتمام سربازی نیز باید مدت ها دنبال یافتن کار گشت. در اینجا یک جوان فوق لیسانس را در نظر بگیرید که سربازی خود را به پایان رسانده است. این جوان احتمالا 28-29 سال دارد. بعد از اتمام سربازی باید یک سال دنبال یافتن کار باشد و سپس یک سالی کار کند تا بتواند حداقل هزینه یک ازدواج کاملا کم خرج و ساده را تأمین کند. در این حال او احتمالا سی سال دارد. بنا بر این برای یک تحصیل کرده سن ازدواج به سی سال می رسد.

2-ناعدالتی بین دختران و پسران: از آنجا که سربازی فقط برای پسران می باشد یک نابرابری آشکار در کسب فرصت های کاری و تحصیلی بین دختران و پسران به وجود می آید. بسیاری از پسرها بعد از رفتن به سربازی و دور شدن از محیط علمی دیگر توان ادامه تحصیل را ندارند اما در این مدت دختران می توانند مدارج بالای علمی را طی کنند و صندلی های لیسانس، فوق لیسانس و دکتری را پر نمایند. این موجب می گردد نسلی از پسران به وجود آیند که مدرک آنها پائین تر از دختران است و به این علت دختران تحصیل کرده که توقع بالایی نیز خواهند داشت فرصت ازدواج را از دست می دهند. همچنین از نظر علمی نیز به علت ناعدالتی در سنجش میزان دانش و استعداد داوطلبان کنکورها بین دختران و پسران دچار مشکل خواهیم شد.

3-بسیاری از سربازها نه در ارتش و سپاه که در نیروی انتظامی مشغول خدمت هستند. اصولا نیروی انتظامی ارتباط چندانی با امنیت نظامی کشور ندارد. به خصوص پلیس راهنمایی و رانندگی. اما اکثر تحصیل کرده ها در پلیس راهنمایی و رانندگی به کار گرفته می شوند. یعنی عملا دو سال از زندگی یک جوان تحصیل کرده در جایی صرف می شود که ارتباطی با امنیت کشور نیز ندارد. بر این اساس بر خلاف قانون سربازی که آن را محدود به امنیت کشور می کند خدمت سربازی در راهنمایی و رانندگی غیر قانونی است. اما حتی در ارتش و سپاه نیز اکثر سربازها صرفاً به کارهایی مانند آبدارچی، نظافت چی، مستخدمی، و کارهای بیهوده مشغولند. این یعنی وقت و انرژی جوان ها به جای صرف شدن در آبادانی کشور به هدر می رود.

4-از آنجا که سربازها مانند یک نیروی کار مفت برای کادرها به حساب می آیند این موجب تنبلی نیروهای کادر در نیروهای مسلح شده است. افسران و کادرها در نیروهای مسلح با به کار گرفتن سربازها بدون هیچ محدودیتی تمام کارهای خود را به گردن آنها می اندازند و خود استراحت می کنند. این تنبلی نیروهای متخصص و کادر ضربه ای برای امنیت کشور است.

5-اصولا به این علت که سربازها از آموزش، تخصص، توانایی و روحیه کافی برخوردار نیستند در مسائل امنیتی و نظامی نمی توانند نقش چندانی داشته باشند. اما یک نگاه غلط به مقوله سربازی موجب یک سوء برداشت برای نیروهای مسلح می گردد که توان نظامی آن را کاهش می دهد.این سوء برداشت موجب می شود فرماندهان نظامی افزایش تعداد سرباز یا افزایش طول مدت سربازی را به عنوان یک عامل قدرتند در توان نظامی کشور تلقی نمایند که یک انتظار و تلقی اشتباهیست.

6-به این علت که سرباز ها از ترس فرماندهان و اضافه خدمت جرأت اعتراض ندارند در بسیاری از موارد مشاهده می شود که افسران و کادرهای نیروهای مسلح و به خصوص نیروی انتظامی از سرباز ها بیگاری می کشند و مانند برده از آنها استفاده می کنند. متأسفانه قوانین و نظارت های مناسبی برای پیش گیری از این مسئله وجود ندارد و بسیاری از سربازها از کار بیش از حد در مراکز انتظامی گلایه دارند. برخی از فرماندهان و افسران کادر در نیروی انتظامی به سرباز به عنوان یک کارگر و مستخدم و نوکر نگاه می کنند و تمام کارها را به گردن آنها می اندازند و با ترساندن آنها با مسائلی مانند این که شما را به فلان شهر مرزی خواهم فرستاد جرأت اعتراض را از آنها می گیرند. حتی در مواقعی که نیازی به کار سرباز نمی باشد آنها با واداشتن سربازان وظیفه به کارهای بیهوده  و حتی گاهاً کارهای شخصی خود کادرها موجب اذیت روحی و جسمی سربازان می گردند.

7-خدمت سربازی موجب تلف شدن انرژی و وقت جوانان در یکی از طلایی ترین دوران زندگیشان می گردد. این وقت و انرژی می توانست به جای صرف شدن در کارهایی مانند جریمه نویسی، نظافت، تایپ، بی کاری، نگهبانی از کولر، بیل زدن باخچه و  امثال آن برای آبادانی کشور استفاده گردد.

اما با توجه به این مشکلات پیشنهاد من این است از سربازان در  نیروی انتظامی استفاده نگردد. طول مدت سربازی نیز کاهش یابد. در حد امکان اکثر سربازان به خصوص سربازان تحصیل کرده فقط دوره آموزش را طی کنند تا در صورت نیاز  و در شرایط جنگ بتوانند از کشور خود دفاع کنند. دوره آموزش نیز باید بیشتر از این که به مسائل بیهوده مانند نظافت و واکس زدن و مرتب نمودن تخت و رژه صرف گردد صرفاً به آموزش های نظامی محدود گردد. همچنین به سربازان حقوق نیز پرداخت گردد. این حقوق حد اقل باید در حد حقوق کارگر ساده باشد. نه این که 40 هزار تومان در ماه. همچنین تعیین قوانین مربوط به طول مدت سربازی و کسرخدمت ها و امثال آن نه بر عهده ستاد مشترک که بر عهده یک شواری متشکل از مسئولان نظامی و دولتی و نمایندگان مجلس باشد و به تصویب مجلس نیز برسد. زیرا ستاد مشترک صرفاً فقط دید نظامی به مسئله سربازی دارد در حالی که سربازی با سرنوشت تک تک جوانان کشور گره خورده است و نیاز است در مورد قوانین مربوط به آن نه فقط شرایط نظامی که تمامی مسائل در نظر گرفته شوند.



برچسب‌ها: سربازی, نظام وظیفه, خدمت
|+| نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391  |
 فساد در اطراف قدرت در جنب و جوش است

اقتدارگران برای افزایش قدرت خود بی توجه به سرمایه های انسانی عظیم با پیروی از سیاست قبیله گرایی افراطی قدرت را در میان نزدیکان و اعضای قبلیه خود را تقسیم می کنند. این مهم ترین رویه جریان انحرافی نفوذی در سال های اخیر بوده است. جریان انحرافی بر خلاف شعار ها عدالت را پایمال ساخته و در اختلاس کلان نقش داشته است و با گماشتن افراد فاسد و ضعیف در مناصب دولتی موجب از بین رفتن بیت المال و سرمایه های کشور شده است. افراد جریان انحرافی با تمامیت خواهی تمام عیار فقط به دنبال افزایش قدرت، حفظ قدرت و گسترش آن هستند و تمامی منتقدان را به اقتدار گرایی، تکفیری بودند، انحصار طلب بودند و تمامیت خواه بودن متهم می کنند. 

فقط انتصاب افرادی چون آزاده اردکانی، تهمینه دانیالی و شریف ملک زاده در مناصب مهم دولتی کافیست تا به قبلیه گرا بودن محض یاران انحرافی پی برد. فردی فقط به خاطر معلم خصوصی زبان بودن منابع قدرت و با داشتن مدرک بی اعتبار میکروب شناسی از نادانشگاه آزاد به ریاست یک سازمان مربوط به میراث فرهنگی گماشته می شود. کسی که مشاور جاسبی در دانشگاه آزاد بوده است به مشاورت احمدی نژاد در می آید. همین فرد به معاونت وزارت خارجه منصوب می گردد. به همین فرد پست های مهمی در میراث فرهنگی داده می شود. همین فرد بازداشت و زندانی می شود. فرد مفسد فی الارض و فاسدی مانند خاوری تبعه کانادا به عنوان رئیس بانک ملی منصوب می گردد. اینها انحرافات بزرگ دولت هستند. قرار نیست شایسته ها بر سر کار آیند. قرار است اعضای قبلیه رئیس شوند. افرادی بدون سابقه روشن و بی سواد بر مناصب مهم تکیه می زنند. فردی بدون هیچ زمینه روشن مانند جوانفکر به رباست هم زمان چند سازمان مهم گماشته می شود. فردی بدون مدرک و سواد کافی مانند مشایی به ده ها پست مهم منصوب می گردد. افراد بدون تجربه یا سواد به پست های بالا می رسند. گویی در کشور 75 میلیونی ایران یک فرد متعهد و باسواد پیدا نمی شود. گویی ما هزاران جوان تلاش گر و تخبه و متعهد و کاردان و باسواد بی کار نداریم که جوانفکر و مشایی و بقایی مجبور هستند هم زمان چند شغل داشته باشند. این یکی از انحرافات مهم جریان انحرافی است. 

بلی. در حالی که تحصیل کرده های مذهبی و متعهد و باسواد در خانه های خود دیوار را تماشا می کنند و بیکار هستند افرادی مانند جناب خاوری رئیس کل راهزنان و حرامیان به ریاست بانک ملی منصوب می گردد. شاید خواست خدا بود تا این فرد فرار کند و آنها بتوانند آن را فراری دهند تا آبرویشان بیشتر رود. زیرا ما شکی نداریم که اگر این فرد قبل از فرار دستگیر و محاکمه می شد می گفتند او مظلوم است. درست همانند ماجرای شریف ملک زاده و جوانفکر. می گفتند او کابینه و خط قرمز ماست. خدا خواست تا آبرویشان برود. به لطف خدا روزی در همین دادگاه جمهوری اسلامی در آینده ای نزدیک محاکمه و مجازات خواهند شد.

فاسدان قدرت پرست با تغییر چهره های خود خبیثانه در اطراف قدرت جمع گشته اند و با تملق گویی و ریاکاری و فراری دادن صالحان در حال جنبش جوش هستند تا تمامی جایگاه های قدرت را در دست گیرند. این افراد همزمان در چند پست مشغول فساد هستند و با حمله به نیروهای مذهبی و عدالت طلب در صدد دور نمودن آنها از مناصب هستند تا بتوانند با آسودگی خیال عدالت را زیر پا بگذارند. ناآگاهی رئیس دولت از باطن و ذات فاسد این افراد آنها را بیشتر گستاخ نموده است. دلیل این ناآگاهی تملق گویی و ریاکاری شیطان صفتانه آن تمامیت خواهان است. نماد چنین افرادی خاوری رئیس فراری بانک ملی بود. آنها به قدرت علاقه فراوانی دارند و آن را منبعی برای افزایش ثروت می دانند نه خدمت. آنها قدرت را در میان خود مانند توپی به یک دیگر پاس می دهند اما مواظب هستند به دست فردی خارج از قبلیه آنها نیفتد. این اوج انحصار طلبی آنها را نشان می دهد. در این میان اعتماد افراطی رئیس جمهور و بدبینی او به دستگاه های نظارتی و قضائی نیز مزید بر علت گشته است تا منحرفان و ریاکاران با آسودگی بیشتری به تحرکات خود ادامه دهند. بروز فساد بی سابقه بانکی یکی از نتایج چنان اعتماد بیش از حد معقول است. برخورد دستگاه قضا با فساد بزرگ بانکی مردم را امیدوار ساخته است. دست غارت گران قطع خواهد شد هر جند آن دست ها در پشت چهره های موجه پنهان گشته باشند.

باز نشر این مطلب در سایت جهان



برچسب‌ها: بی کاری, ملک زاده, آزاده اردکانی, قبلیه گرایی, اختلاس
|+| نوشته شده توسط حامد در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391  |
 چرا از شورشیان سوریه حمایت نمی کنیم؟

ما ناآرامی های سوریه را انقلاب مردمی نمی دانیم. انقلاب مردمی مشخصاتی دارد که در ناآرامی های سوریه مشاهده نمی شوند. ناآرامی های سوریه مورد حمایت مردم سوریه نیستند و مردم سوریه مخالف آن هستند. تظاهرات های بزرگ مردم سوریه در حمایت از بشار اسد و اصلاحات سیاسی نشان دهنده مخالفت مردم با معترضان می باشد. ناآرامی ها صرفاً در مناطق خاصی از سوریه متمرکز هستند. معترضان سوریه نه مردم عادی که گروه های مسلح هستند. اعتراضات سوریه اعتراضاتی کاملا خشونت طلبانه و متکی بر سلاح هستند. معترضان نه معترض که شورشیان هستند. شورشیان سوریه مورد حمایت دیکتاتورهای عربی منطقه هستند که نشان دهنده دیکتاتور بودن آنهاست. شورشیان چون مخالف دموکراسی می باشند و خواهان به دست آوردن قدرت به شکل نظامی هستند اصولا کودتاچی و گروهک های تروریستی نامیده می شوند. این گروهک ها چون مورد حمایت تمام عیار غرب و دیکتاتور های عربی و رژیم اشغالگر قدس هستند دشمن مسلمانان و مردم سوریه بوده و خواهان دیکتاتوری و مخالف دموکراسی هستند. شورشیان سوریه دوست نزدیک اسرائیل و مورد حمایت اسرائیل بوده و خواهان دوستی سوریه و اسرائیل هستند. شورشیان سوریه از خاک ترکیه تغذیه می شوند. شورشیان سوریه مقادیر ناتمامی از سلاح و مهمات را از عربستان، قطر، اردن، ترکیه، انگلیس و آمریکا دریافت می کنند که نشان دهنده وابستگی کامل آنها به غرب و دیکتاتور های عربی است. دلیل حمایت تمام عیار غرب از شورشیان خشونت طلب، تروریست و مسلح سوریه دشمنی آنها با حکومت سوریه است زیرا حکومت سوریه بر خلاف کشور های دیگر عربی دشمن اسرائیل بوده و برده ی آمریکا نیست. حکومت سوریه در میان تمام حکومت های عربی تنها حکومتی است که با اسرائیل دوست نبوده و غلام حلقه به گوش غرب نیست. به همین دلیل است که بر خلاف بحرین، مصر، عربستان و یمن و دیگر کشورهای عربی غرب از حکومت آن حمایت نمی کند و برعکس برای براندازی حکومت آن تلاش می کند. شورشیان سوریه نیز از جنس القائده و گروهک منافقین هستند. اصولا برای عقل های سلیم این سوال مطرح است که چرا با وجود اعترضات مسالمت آمیز مردم بحرین در طول یک و نیم سال اخیر ، ما شاهد کوچکترین حمایتی از آنها توسط عربستان و غرب نبوده ایم و برعکس نیروهای  عربستان با اشغال بحرین در حال سرکوب مردم شیعه بحرین هستند اما در سوریه گورهک تروریستی و شورشیان سوریه مورد حمایت تمام عیار عربستان و آمریکا هستند؟ برخی از تعدا زیاد کشته ها در سوریه سخن می گویند و آن را نشان دهنده خون خوار بودن حکومت سوریه می دانند. حال سوال این است که مگر قرار بود با وجود گروه های شورشی مسلح که توسط ترکیه، عربستان، قطر و دیگر کشورهای دیکتاتوری عربی و غرب حمایت می شوند در سوریه شاهد رد و بدل شدن و گل و بلبل باشیم؟ وقتی گروه های تروریستی خانه های مردم  را سنگر خود قرار می دهند و هر از چند گاهی در مناطق مخالف سوریه بمب منفجر می کنند و سر نیروهای امنیتی و مردم حامی بشار اسد را می برند و با انواع سلاح های سنگین و نیمه سنگین به مناطق مخالف حمله می کنند قطعاً شاهد کشته شدن مردم عادی و نظامی و غیر نظامی به دست آنها خواهیم بود. قاتل مردم سوریه عربستان و قطر و انگلیس و آمریکاست. ما به این دلایل حامی حکومت سوریه هستیم که دست خون خوران از سرزمین های مسلمین کوتاه گردد. حتی بر فرض اینکه غرب جرأت کند و مانند لیبی خود مستقیماً به سوریه حمله کند (که فرضی نامحتمل است) در نهایت سوریه به کشوری ویران شده تبدیل خواهد شد که مردم آن از گرسنگی  و بمب باران می میرند و کشور سوریه به اشغال گروه های تروبستی مانند القائده و مورد حمایت پادشاه عربستان در آمده و دموکراسی نیز به کلی از بین می رود و مهم ترین پایگاه مقاومت نیز از بین رفته و راه برای کشور گشایی اسرائیل و اشغال بیشتر سرزمین های مسلمین باز می شود. اگر مردم سوریه معترض بودند نیازی به این همه سلاح و حمایت کشورهای عربی و غربی از آنها نبود و آنها می توانستند حکومت سوریه را کشست دهند. اما وقتی با این همه دفاع تمام عیار سیاسی و امنیتی و نظامی و مالی و رسانه ای که از شورشیان می شود آنها موفقیتی به دست نمی آورند که دلیل آن عدم حمایت مردم از آنهاست. مردم سوریه از شورشیان وحشت دارند و و نیازمند این هستند که ارتش سوریه از آنها حمایت کند. اما دشمنان اسلام کمر به نابودی کشور سوریه بسته اند تا سوریه را نیز مانند عراق و افغانستان و پاکستان و لیبی به ویرانه تبدیل کنند. چه شده که حکومت دیکتاتوری موروثی عربستان هزاران نیروی نظامی خود را برای سرکوب مردم بحرین به آن کشور اعزام می کند اما در مواجهه با سوریه ملییون ها دلار کمک نظامی به شورشیان می کند؟ چه فرقی ببین شورشیان اسلحه به دست و خون خوار سوریه و مردم بیگناه و دست خالی بحرین وجود دارد؟ شاید حکومت سوریه به تمام معنا حکومتی مردم سالار نباشد اما قطعاً در مقایسه با عربستان، قطر و بحرین حکومتی به مردم سالار دارد. بنا بر این مشکل غرب با سوریه بر سر دموکراسی نیست. اکثر مردم سوریه با شورشیان مخالف بوده و حامی بشار اسد و اصلاحات سیاسی هستند بنا بر این نظر مردم نیز برای غرب اهمیتی ندارد. درست به همان صورت که اکثر مردم بحرین مخالف حکومت پادشاهی هستند اما نظر آنها برای غرب کوچکترین اهمیتی ندارد. تنها مشکل غرب و کشورهای شاهنشاهی عربی منطقه با سوریه بر سر جهت گیری سیاسی سوریه است. اگر بشار اسد نیز دوست آمریکا و اسرائیل و غرب بود مورد حمایت آنها بود و اگر مردم سوریه در آن حال علیه بشار اسد تظاهرات می کردند هیچ خبری از آن مخابره نمی شد و احتمالا از عربستان و قطر و ترکیه نیروی نظامی به سوریه اعزام می شد تا به سرکوب مردم بپردازند و مساقه فرمول یک در سوریه برگزار می کردند و بشار اسد را در هتل های مجلل لندن پذیرایی می نمودند و صد ها هزار گاز سمی و اشک آور به سوریه تحویل می دادند و مشاوران امنتی خود را به سوریه اعزام می نمودند و سخن از الحاق کشور سوریه به عربستان می نمودند!!

اگر مردم سوریه مخالف بشار اسد بودند و موافق حضور نیروهای خارجی در کشور خود بودند و موافق شورشیان بودند قطعاً با وجود حمایت تمام عیار نظامی، مالی، اطلاعاتی، امنیتی، لجستیکی، رسانه ای و سیاسی تمام کشور های غربی و اتحادیه عرب  و ترکیه و رژیم اسرائیل می توانستند به راحتی حکومت سوریه را ساقط کنند. اما دلیل این که تاکنون چنین اتفاقی رخ نداده است این است که مردم سوریه مخالف شورشیان و موافق بشار اسد هستند. اگر مردم سوریه واقعاً مخالف بشار اسد بودند جمهوری اسلامی نیز از آنها حمایت می کرد. اما امروز حد اقل به این نتیجه رسیده ایم که حتی اگر فرض کنیم قسمت قابل توجهی از مردم سوریه موافق اسد نباشند (که فرضی رد شده است) قطعاً آنها مخالف دیکتاتورهایی مانند حاکمان عربستان و قطر و خون خوارانی مانند آمریکا و اسرائیل نیز می باشند و بشار اسد را به آنها ترجیه می دهند. رمز شکست غرب در تسلیم کردن یا ساقط کردن حکومت سوریه همین است. و دلیل دشمنی تمام عیار تمام دیکتاتور های عربی و خون خواران غربی با سوریه نیز نه گفتن حکومت سوریه به آنها و مخالفت سوریه با اسرائیل و دوستی با ایران و ایستادن در خط مقاوت است.

دلیل دفاع ما از "کشور سوریه" به این معنا نیست که در کشور سوریه دموکراسی وجود دارد. دلیل دشمنی غرب با سوریه این نیست که در سوریه دموکراسی وجود ندارد. زیرا در عربستان و بحرین دموکراسی وجود ندارد اما مورد حمایت تمام عیار غرب هستند. دلیل دفاع ما از سوریه یک مسئله انسانی، اسلامی و استراتژیک است. انسانی، برای جلوگیری از کشته شدن انسان ها در بمب باران ها و حملات ناتو، اسرائیل، عربستان، ترکیه، آمریکا و گروه های تروریستی و شورشیان . ما نمی خواهیم سوریه به افغانستانی دیگر تبدیل گردد. اما این خواست دیکتاتورهای عربی و آمریکاست. آنها علاقمند هستند تا سوریه را مانند افغانستان محل گره های تروریستی مانند طالبان کنند. هدف آنها این است که کشور سوریه را همانند کشور لیبی ویران کنند و مردم آن را به جان هم اندازند و با از بین بردن زیرساخت های سوریه آن را تبدیل به یک کشور نا امن و از بین رفته و بی اثر کنند تا در ادامه امکان اشغال آن برای آنها فراهم گردد. این هدف مهم کفار غربی برای مبارزه با مسلمانان است. آنها می خواهند با موج سواری بیداری اسلامی را منحرف کرده و از آن علیه مسلمانان استفاده کنند. این هدف فقط با کشته شدن صد هزرا نفر از مردم سوریه و از بین رفتن زیرساخت های آن بدست نمی آید. دلیل عدم حمایت ما از شورشیان تروریست و دلیل حمایت ما از کشور سوریه و مردم سوریه جلوگیری از اجرا شدن این سناریوی شیطانی غرب است. نه این که اعتقاد داشته باشیم سوریه کشوری مردم سالار و حاکم آن نیز فرد کاملاً صالحیست. هر چند به هر حال مردم سالاری در سوریه گسترش یافته است و اصلاحات بشار اسد آینده امنی را برای سوریه به ارمغان خواهد آورد. اما دشمنان می خواهند روند اصلاحات متوقف گردد زیرا در صورت اجرای دموکراسی و اصلاحات در سوریه آنها فرصت خود را برای اشغال سوریه به کلی از دست خواهند داد. ما حتی اعتقاد نداری در درگیری های میان شورشیان خون خوار و ارتش سوریه هیچ تخلفی از طرف ارتش سوریه رخ نداده است. اما این تخلفات را در مقابل جنایات شورشیان وابسته به دیکتاتورهای عربی ناچیز می دانیم و آن را نتیجه شدت جنایات و خشونت های اعمال شده از طرف ترویست های ترکیه و عربستان می دانیم. ما هدف اصلی را فراموش نکرده و به جان و مال مردم سوریه فکر می کنیم. اما بشار اسد نیز مورد حمایت بخش مهمی از مردم سوریه قرار گرفته است و اگر حمایت آنها نبود با وجود دخالت تمام عیار کشورهای عربی و غربی مدت ها پیش ساقط شده بود. به هر حال کشور سوریه به عنوان یکی از معدود کشورهای غیر وابسته و شاهنشاهی عربی و به عنوان یکی از محورهای مقاومت مورد حمایت جمهوری اسلامی است. برای مهم است که کشور سوریه توسط عربستان و آمریکا اشغال نگردد. دلیل حمایت ما از کشور سوریه این مسائل است.



برچسب‌ها: سوریه, شورشیان, بحرین, بشار اسد
|+| نوشته شده توسط حامد در یکشنبه سوم اردیبهشت 1391  |
 در رد دفاع شریف زاده بر ادعای غلط احمدی نژاد
احمدی نژاد در جایی می گوید:

"استعداد اسماء و صفات الهی در انسان به امانت گذارده شده است."

آقای شریف زاده در دفاع از این سخن به نقل از عارفان این چنین استدلال می کند که به فعلیت رسیدن استعداد ها به معنای آینه خدا بودن است (نقل به مضمون). و همچنین بیان می کند وجود داشتن استعداد به معنای به فعلیت رسیدن آن نیست.

اما آینه تمام صفات الهی بودن نمی تواند به معنای به فعلیت رسیدن تمام صفات خداوند در انسان باشد. و حتی نمی تواند به معنای داشتن استعداد رسیدن به تمام صفات الهی در انسان باشد. اصولا آینه فقط شکل موجودات را بازتاب می دهد و خود دارای صفات آن شیئ نیست. زیرا در این صورت نمی گفتیم بازتاب دهنده و آینه نبود بلکه یک کپی و نسخه ی دیگر از  شیئ بود. اما اگر موجودی درست مانند خدا شود و تمام صفات خدا را داشته باشد می شود یک خدای دیگر و بنا بر فلسفه وجود دو خدا باطل است پس در واقع هیچ کس دیگر نمی تواند به تمام صفات الهی برسد. اصولا اگر کسی تمام صفات موجود دیگر را داشته باشد می شود کپی همان موجود. نه آینه. زیرا آینه تمام صفات موجود مقابل خود را ندارد و فقط بازتاب می دهد و در واقع از خود چیزی ندارد. اصولا آینه خدا شدن در زبان عرفا به معنای وجود داشتن تمام صفات الهی در یک انسان یا حتی وجود داشتن "استعداد" تمام صفات الهی نیست. اگر آینه شدن به معنای بازتاب صفات الهی باشد حرف درستی می تواند باشد ولی قطعاً آینه خدا به بودن به معنای داشتن تمام صفات خدا یا حتی داشتن استعداد رسیدن به تمام صفات خدا نیست. و اگر حتی انسانی این قابلیت را داشته باشد که بازتاب دهنده تمام صفات خداوند باشد به این نمی گویند به "فعلیت رسیدن تمام صفات خدا در انسان" و حتی نمی توان گفت "وجود داشتن استعدا رسیدن به تمام صفا الهی". توجه کنیم که انعکاس نور به معنای داشتن صفات تمام اشیاء در آینه نیست. اصولا بین آینه صفات بودن و داشتن صفات تفاوت بسیار وجود دارد.

اما وجود داشتن "استعداد" رسیدن به تمام صفات الهی در انسان نیز غلط اندر غلط است. حتی در پیامبر اسلام (ص) نیز چنین استعدادی وجود ندارد زیرا منطقا وجود چنین استعدادی رد می شود. وجود داشتن استعداد رسیدن به صفتی در یک موجود از نظر فلسفی، منطقی و در عمل، یعنی "امکان" شکوفا شدن آن استعداد در آن موجود وجود داشته باشد. اگر منطقاً چنین امکانی نباشد وجود "استعداد" کاملا بی مفهوم است و استعدادی وجود نخواهد داشت. یعنی استعداد تمام اسماء و صفات الهی در انسان وجود ندارد. نه در تک تک انسان ها و نه در انسان کامل. اما دلیل ما بر این ادعا به این شرح است:

برای رد ادعای احمدی نژاد مثالی می زنیم. یکی از صفات خداوند این است که خداوند "عبد نیست". این صفت یک صفت سلبی است. آیا در انسان استعداد صفت "عبد نبودن" وجود دارد؟ وچود ندارد و هم حرف شریف زاده و هم حرف احمدی نژاد باطل می شود. انسان کامل یک عبد است. پس با مثال نقض نشان دادیم صفاتی الهی وجود دارند که در انسان استعداد آنها به امانت گذاشته نشده است. مثال دیگر این که خداوند خالق کل موجودات است. آیا کسی می تواند خود را خلق کند؟ پس اگر در انسانی استعداد رسیدن به این صفت خداوند وجود داشته باشد یعنی در این او این استعداد وجود دارد که بتواند کل موجودات را خلق کند در حالی که موجودات قبل از او خلق شده اند و جدای از این او نمی تواند خود را خلق کند زیرا قبلا خلق شده است. این از عهده انسان کامل نیز خارج است. بنا بر این استعداد خالق تمام موجودات بودن در انسان وجود ندارد.

اما انسان کامل یک "انسان" است پس خدا نیست و چون خدا نیست پس تمام صفات خدا را نمی تواند داشته باشد و چگونه ممکن است در انسان استعداد تمام صفات خدا وجود داشته باشد و حتی انسان کامل نیز نتواند به آن برسد؟ و غیر از این چگونه ممکن است در موجود دیگری استعداد تمام صفات موجود دیگر وجود داشته باشد در حالی منطقا دو موجود دقیقاً عین هم نمی توانند وجود داشته باشند؟ مثل این است که بگوییم در سنگ استعداد سنگ نبودن وجود دارد! در حالی که سنگ سنگ است پس نمی تواند سنگ نباشد. پس ما ثابت نمودیم که سخن احمدی نژاد که شریف زاده از آن دفاع نموده است باطل است. و امکان و استعداد رسیدن به تمام صفات خداوند در هیچ موجودی نمی تواند وجود داشته باشد. از نظر اسلام نیز ما تاکنون چنین ادعایی از طرف هیچ امام معصومی (ع) نشنیده ایم و در قرآن نیز چنین مسئله مهمی ذکر نشده است.


برچسب‌ها: شریف زاده, احمدی نژاد
|+| نوشته شده توسط حامد در شنبه دوم اردیبهشت 1391  |
 عکس / یادبود قتل عام مسلمانان بوسنی


برچسب‌ها: بوسنی, صربها, قتل عام
|+| نوشته شده توسط حامد در شنبه بیست و ششم فروردین 1391  |
 
 
بالا