این اشتباه بزرگیست که برخی فکر کنند افزایش تعداد سرباز و مدت سربازی ،به هر شکل، به نفع امنیت کشور است. واقعیت آن است که سربازی به این شکل که امروز وجود دارد ضربه هایی به کشور زده است که منافع آن را کاملا تحت الشعاع خود قرار می دهد. ما در این نوشته به برخی از نتایج منفی سربازی اجباری خواهیم پرداخت.
1-بالا بردن سن ازدواج: بی شک 21 ماه خدمت سربازی موجب افزایش سن ازدواج به میزان 21 ماه می گردد. چه کسی می تواند در دوران سربازی خرج زندگی خود را در تأمین کند که بتواند ازدواج کند؟ حتی بعد از اتمام سربازی نیز باید مدت ها دنبال یافتن کار گشت. در اینجا یک جوان فوق لیسانس را در نظر بگیرید که سربازی خود را به پایان رسانده است. این جوان احتمالا 28-29 سال دارد. بعد از اتمام سربازی باید یک سال دنبال یافتن کار باشد و سپس یک سالی کار کند تا بتواند حداقل هزینه یک ازدواج کاملا کم خرج و ساده را تأمین کند. در این حال او احتمالا سی سال دارد. بنا بر این برای یک تحصیل کرده سن ازدواج به سی سال می رسد.
2-ناعدالتی بین دختران و پسران: از آنجا که سربازی فقط برای پسران می باشد یک نابرابری آشکار در کسب فرصت های کاری و تحصیلی بین دختران و پسران به وجود می آید. بسیاری از پسرها بعد از رفتن به سربازی و دور شدن از محیط علمی دیگر توان ادامه تحصیل را ندارند اما در این مدت دختران می توانند مدارج بالای علمی را طی کنند و صندلی های لیسانس، فوق لیسانس و دکتری را پر نمایند. این موجب می گردد نسلی از پسران به وجود آیند که مدرک آنها پائین تر از دختران است و به این علت دختران تحصیل کرده که توقع بالایی نیز خواهند داشت فرصت ازدواج را از دست می دهند. همچنین از نظر علمی نیز به علت ناعدالتی در سنجش میزان دانش و استعداد داوطلبان کنکورها بین دختران و پسران دچار مشکل خواهیم شد.
3-بسیاری از سربازها نه در ارتش و سپاه که در نیروی انتظامی مشغول خدمت هستند. اصولا نیروی انتظامی ارتباط چندانی با امنیت نظامی کشور ندارد. به خصوص پلیس راهنمایی و رانندگی. اما اکثر تحصیل کرده ها در پلیس راهنمایی و رانندگی به کار گرفته می شوند. یعنی عملا دو سال از زندگی یک جوان تحصیل کرده در جایی صرف می شود که ارتباطی با امنیت کشور نیز ندارد. بر این اساس بر خلاف قانون سربازی که آن را محدود به امنیت کشور می کند خدمت سربازی در راهنمایی و رانندگی غیر قانونی است. اما حتی در ارتش و سپاه نیز اکثر سربازها صرفاً به کارهایی مانند آبدارچی، نظافت چی، مستخدمی، و کارهای بیهوده مشغولند. این یعنی وقت و انرژی جوان ها به جای صرف شدن در آبادانی کشور به هدر می رود.
4-از آنجا که سربازها مانند یک نیروی کار مفت برای کادرها به حساب می آیند این موجب تنبلی نیروهای کادر در نیروهای مسلح شده است. افسران و کادرها در نیروهای مسلح با به کار گرفتن سربازها بدون هیچ محدودیتی تمام کارهای خود را به گردن آنها می اندازند و خود استراحت می کنند. این تنبلی نیروهای متخصص و کادر ضربه ای برای امنیت کشور است.
5-اصولا به این علت که سربازها از آموزش، تخصص، توانایی و روحیه کافی برخوردار نیستند در مسائل امنیتی و نظامی نمی توانند نقش چندانی داشته باشند. اما یک نگاه غلط به مقوله سربازی موجب یک سوء برداشت برای نیروهای مسلح می گردد که توان نظامی آن را کاهش می دهد.این سوء برداشت موجب می شود فرماندهان نظامی افزایش تعداد سرباز یا افزایش طول مدت سربازی را به عنوان یک عامل قدرتند در توان نظامی کشور تلقی نمایند که یک انتظار و تلقی اشتباهیست.
6-به این علت که سرباز ها از ترس فرماندهان و اضافه خدمت جرأت اعتراض ندارند در بسیاری از موارد مشاهده می شود که افسران و کادرهای نیروهای مسلح و به خصوص نیروی انتظامی از سرباز ها بیگاری می کشند و مانند برده از آنها استفاده می کنند. متأسفانه قوانین و نظارت های مناسبی برای پیش گیری از این مسئله وجود ندارد و بسیاری از سربازها از کار بیش از حد در مراکز انتظامی گلایه دارند. برخی از فرماندهان و افسران کادر در نیروی انتظامی به سرباز به عنوان یک کارگر و مستخدم و نوکر نگاه می کنند و تمام کارها را به گردن آنها می اندازند و با ترساندن آنها با مسائلی مانند این که شما را به فلان شهر مرزی خواهم فرستاد جرأت اعتراض را از آنها می گیرند. حتی در مواقعی که نیازی به کار سرباز نمی باشد آنها با واداشتن سربازان وظیفه به کارهای بیهوده و حتی گاهاً کارهای شخصی خود کادرها موجب اذیت روحی و جسمی سربازان می گردند.
7-خدمت سربازی موجب تلف شدن انرژی و وقت جوانان در یکی از طلایی ترین دوران زندگیشان می گردد. این وقت و انرژی می توانست به جای صرف شدن در کارهایی مانند جریمه نویسی، نظافت، تایپ، بی کاری، نگهبانی از کولر، بیل زدن باخچه و امثال آن برای آبادانی کشور استفاده گردد.
اما با توجه به این مشکلات پیشنهاد من این است از سربازان در نیروی انتظامی استفاده نگردد. طول مدت سربازی نیز کاهش یابد. در حد امکان اکثر سربازان به خصوص سربازان تحصیل کرده فقط دوره آموزش را طی کنند تا در صورت نیاز و در شرایط جنگ بتوانند از کشور خود دفاع کنند. دوره آموزش نیز باید بیشتر از این که به مسائل بیهوده مانند نظافت و واکس زدن و مرتب نمودن تخت و رژه صرف گردد صرفاً به آموزش های نظامی محدود گردد. همچنین به سربازان حقوق نیز پرداخت گردد. این حقوق حد اقل باید در حد حقوق کارگر ساده باشد. نه این که 40 هزار تومان در ماه. همچنین تعیین قوانین مربوط به طول مدت سربازی و کسرخدمت ها و امثال آن نه بر عهده ستاد مشترک که بر عهده یک شواری متشکل از مسئولان نظامی و دولتی و نمایندگان مجلس باشد و به تصویب مجلس نیز برسد. زیرا ستاد مشترک صرفاً فقط دید نظامی به مسئله سربازی دارد در حالی که سربازی با سرنوشت تک تک جوانان کشور گره خورده است و نیاز است در مورد قوانین مربوط به آن نه فقط شرایط نظامی که تمامی مسائل در نظر گرفته شوند.
برچسبها:
سربازی,
نظام وظیفه,
خدمت
|
+| نوشته شده توسط
حامد در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391
|